Monday, 12 September 2011

رضا پهلوی من در دورترین جای جهان ایستاده‌ام: کنارِ تو


در هر دیدارم با جوانانی که از ایران می آیند و یا این طرف آب زندگی می کنند، متوجه شدم که چقدر علاقمند هستند تا از من، خانواده ام و زندگی روزمره ام بیشتر بدانند. در یکی از شب های گذشته، دیر وقت در کنار پنجره اتاقم در حالی که طوفان شهر واشنگتن را در می نوردید، به دوران کودکی و نوجوانیم در ایران و دوران جوانیم در تبعید، به آنچه گذشت، به روزهای تلخ و شیرینی که با گذشت زمان گاهی کم رنگ و گاهی پر رنگ می شوند، برگشتم. به این فکر افتادم، تا در جایی غیر رسمی و در یک فضای صمیمانه بتوانم با جوانان و نسل جدید کشورم نزدیکتر شوم و در ارتباطی زنده و مستقیم بیشتر بتوانم در زندگی روزمره مردم سهیم باشم.
تلاش خواهم نمود تا از این طریق بصورت مستمر با شما هم میهنان عزیزم بخصوص نسل جوان در ارتباط باشم.

2 comments:

  1. با آرزوی همکاری نزدیکتر و صمیمانه تر تمامی آزاد اندیشان و آزادیخواهانی که برای ایرانی بدون رژیم دکیتاتوری مذهبی و آژاد و سرشار از دمکراسی، برابری و رفاه کوشش و فعالیت میکنند

    ReplyDelete
  2. علیجاه شاهزاده رضا پهلوی
    باحترام ودرود به جنابعالی
    دراینکه شما به ایران علاقمند هستید شکی وجود ندارد اما چون از زندگی مرفهی برخوردارید وتمام مبارزات شما در صدوربیانیه وملاقات بارهبران جهان خلاصه شده ومنتظر هستید ملت ایران قیام ومقدمات به تخت نشستن ویااحراز مقام ریاست جمهوری فراهم نماید اطمینان داشته باشید چنین شرایطی هرگز بوجود نمی آید چنانچه ملت ایران با عواملی از سپاه ویا ارتش این حکومت مصیبت را سرنگون نماید به آراء وعقاید ملت برای سلطنت شما توجه نخواهند کرد لذا چناچه احساس مسئولیت مینمائید بایدچکمه های پدر بزرگتان را بپوشید وازمرحله حرف وبیانیه عبور وکار زار را آغاز نمائید ملت باشماست قدر این موقعیت را بدانید

    ReplyDelete