Sunday, 18 September 2011

تا كي به فكر معجزه و به انتظار حادثه نشسته ايم ”ما خود حادثه سازيم

وقتي كه با شتاب شانه ام به شانه كسي زد متوجه شدم كه چقدر غرق افكارات خودم بودم  و لي اين ضربه من رو به خودم آورد كه  هنوز به خونه نرسيدم 
و نزديكي ايستگاه اتوبوس هستم  از دنياي آرزوها يم كه بسيار زيبا بودند به دنياي واقعيت هاي موجود درجامعه كنوني كشورم بر گردم  با خودم گفتم كه  واقعا آرزو ها و  روياها هيچ هزينه اي ندارند و دنياي خوشي است در دنياي  خيالم اونقدر به آينده هاي دو ر سفر كرده بودم كه برگشت به واقعيت ها برايم سخت بود .اصلا يادم رفت كه از كجا شروع شد و داشتم به چي فكر مي كردم كه به آينده و آرزوهايي كه دارم سفر كردم كه در همين لحظات بود كه چشمم به تيتر روزنا مه اي خورد كه در مور دليبي نوشته بود كه در حال حاضر در چه نقطه اي هستند بعد يادم آمد كه كه وقتي رفتم  در كافي نت چشمم به خبرهاي ليبي و سوريه خورد و يك فيلم هم از تظاهرات هاي سوريه رو ديدم و خيلي صفا كردم كه مردم اين شعار ها رو ميدن كه : الشعب يريد اسقاط النظام  ياد روز هاي قيام سال 88 افتادم كه من تازه ميخواستم براي دانشگاه اسم نويسي كنم بعد حال و هواي قيام  و كوي دانشگاه و  خروش و فرياد مرگ بر ديكتاتور و همبستگي كه بين همه بود خروش آزادي و مرگ بر ديكتاتور و ....همه و همه بعد اين  سوال به ذهنم زد كه چي شد ؟  كه اون همه شور و عشق و اون همه شهيد كه نثار راه آزادي شد بعد همين جاها بود كه بازم آرزو كردم كه اي كاش ماهم مثل سوريه و ليبي به تظاهرا ت ها ادامه ميداديم و يه كاري ميكرديم اينطوري كه پيش ميره هرروز يك طنابي از روز قبل كلفت تر به گردنمون ميندازنو بعد توي روياها م تصور كردم كه همه با هم دست به دست هم داديم همه جا اعتصاب شده و اصلا انگار كه يك آدمي مثل  اين يارو كه قيام رو به انحراف كشيد نبوده و مردم  هيچ راه پيمايي سكوتي رو بر پا نكردن خودم رو در حين تظاهرات و شعار دادن تصور كردم كه همه برو بچه هاي هم دانشگاهي و هم محله اي باهم بوديم بعد تصور كردم كه مثل بچه هاي ليبي و سوريه ريختيم دوباره توي خيابونا و داريم حسابي اين بچه ترسوهاي بسيجي  رو گوشمالي ميديم و ديگه نياز نبود سطل زباله ها رو آتيش بزنيم بلكه از قبل همه چي رو از قبل تهيه كرده بوديم و هر چند نفر  باهم يك تيم شده بوديم و از حرفهاي مجازي خبري نبود و دست به عمل زده بوديم البته هر وقت كه هماهنگي بود اونجا به همديگه مي گفتيم بعد باخودم مي گفتم چي ميشد اگه اينطوري ميشد و ما جوونا ي ايروني مثل اون روز ها بوديم مردم در خونه هاشون رو براي ما باز مي كردن  هر كسي يك گوشه اين قيام رو به دست ميگرفت ولي با ضربه اي كه در اثر تنه به تنه شدن با يكي بهم خورد من رو به دنياي واقعيت ها آورد بازم كلي دنبال خودم گشتم و حالا مي فهمم كه د ر روياهاي خودم سير مي كردم بازهم در اين حال و هوا بودم كه يكي ازدوستانم رو ديدم كه اون هم انگار مثل من خيلي توي فكر بود سلامش كردم اول حواسش نبود وقتي متوجه ام شد گفت چه خبر ؟ گفتم خبرهاي هميشگي  اما خبرهاي سوريه رو شنيدي ؟ واقعا معجره است كه مردم اينطوري ميايستن و قسم خوردن كه تا سقوط بشار اسد ادامه ميدن كمي نگام كرد و گفت واقعا فكر ميكني معجزه است ؟ گفتم آره ديگه راستي يه روز هم نوبت ما ميرسه و اينطوري ميشه ؟كمي متفكرانه بهم نگاه كرد و گفت راستش من الان توي همين فكر بودم و هر رو ز هم خبرهاشو دنبال ميكنم  ولي اين يك معجزه نيست چيزي كه خارج از اراده انسان كه باشه رو ميگن معجزه اين همت و اراده و يك دست بودن اين مردم  با غيرت است به نظر من ما نبايد دست روي دست بذاريم و منتظر يك معجزه بشيم اصلا مسئله هميه كه همه منتظرن كه يه روزي يه چيزي بشه هر كس داره به اون يكي نگا ه ميكنه اين از بنياد غلطه بعد گفت كه : ولي يك واقعيت هم هست كه يك عده كه اصلا اهل مبارزه نيستند اومدن ادعاي سبز بودن كردن و اون قيام باشكوه روبه انحراف كشوندن گفتم : مي فهمم منظورت اين كروبي و موسويه بابا اين رو كه ديگه همه ميدونن كه همه داستان براي اين بود كه مردم فكر كنن يه بابايي هست كه ميخواد ليدر اين انقلاب بشه والان كه همه فهميدن كه خود جلا د خامنه اي بوده ديگه و ولش كن كي ديگه به اين دم روبا ه فكر ميكنه  ؟ گفت : آره  اين ديگه براي همه روشن شده كه اين ها بودن كه قيام رو به انحرا ف كشوندن و اجازه ندادن  قيام پرشكوه ما كه اولين قيام در خاورميانه بود  به بار بشنيه اما هميشه همينطوره در تاريخ هميشه آدماي بزد ل و ترسو  دست آويزهايي دارن كه با دروغ گويي و  نمايش هاي تو خالي  خودشون رو از مهلكه به در ببرن گفتم : آره خيلي جزم گرفت كه بعد از اون ماجراها و اينكه پته اين كسايي كه اين قدر به خودشون ميگفتن سبزو .. مردم رو وادار به سكوت كردناما يه سوال ازت دارم ميدونم خيلي عميق مطالعه داشتي و دنبال اين مسائل بودي خوب مثلا فرض كن كه الان اين اتفاق افتاده و اينها به خيال خودشون تونستن چند روزي بيشتر به عمر كثيفشون ادامه بدن اما واقعا اگر ميگي معجزه نيست بايد چكار كنيم ؟ خيلي تو فكرشم الان كه دانشگاهها دارن باز ميشن واقعا حالم هم گرفته است با اين  طرح تفكيك جنسيتي و مسئله گروني و يارانه ها و هزار درد و  مرض و بدبختي كه توي جامعه هست به طور خاص براي ما جوونا چكار ميشه كرد ؟ گفت : ببين  درست فكر كردي خيلي خوب گفتي  اين كارها كه اين ها ميكنن براي بستن دست و پاي من و توست ما بايد از اين آلا ف  و الوف اينها نترسيم مگه نديدي كه تو ي سوريه الان مردم به كجا رسوند ن من توجه كردم همه باهم خيلي هماهنگ هستن و  در فيس و به هر وسيله اي باهم قرار ميذارن و يه تظاهرات ترتيب ميدن الان هم باالگو برداري از ليبي شوراي انقلاب تشكيل دادن ولي اول الزامش اينه كه بايد هر چند نفري كه ميتونيم باهم تيم بشيم و از اطلاع رساني و بعد  بيانيه و بعد هم اعتراض به عناوين مختلف شروع كنيم آزادي حق مسلم ماست و با معجره هم به دست نمياريم كسي هم كاري براي ما نميكنه بهترين موقعيت تاريخي رو الان داريم چراكه همه مردم خاورميانه باهم هستند و نه تنها كشورها و اين حق ماست و در خود جوامع حقوق بشري هم اعلام شده هر كشوري كه خواهان آزادي باشه كمك بهش ميكنن تازه كمك هم نخواستيم ما فقط يه چيز ميخوايم اتحاد و همبستگي در سرتاسر ايران اين هم ازدانشگاه شروع ميشه آيا به اين فكر كردي اين طوريكه اين نظام پيش ميره ديگه ميخواد ما رو ببخشيد تبديل به يك گوسفند مطيع بكنه ما كه حيوون نيستيم كه اعتراض نكنيم دست روي هرچي ميذاري نابود شده در عوض جيب اين آقايون پر شده و  اين موضوع بر همه روشن شده است كه پول هاي نفت اين مملكت خرج چه چيزايي ميشه و  در همه زمينه ها اينها جز نابودي چيزي براي اين كشور به ارمغان نياورده اند البته درسته كه نظام آخوندي پدر و پدر جد همه اين نظام هاي خون آشام منطقه است اما ميدوني كه بعد از سوريه هم نوبت اين نظام است و بهتره كه ما زمينه هاي اين كار رو آماده كنيم حالا نظرت چيه ؟ گفتم : من از خدا ميخوام كه اينطوري بشه واقعا الان هم داشتم به اين فكر ميكردم كه چي شد كه اين قيام پرشور ما به اين روز رسيد و الان هم كه فهميدم كه پشت ادعاي سبز گونه چي خوابيده ولي باز اقدامي نميكنيم و منتظر يه چيز عجيب و غريت هستيم كه از آسمان نازل بشه ؟ و من ديدم كه بعضي از دوستانم فكر ميكنن كه اگر اين سران نظام باهم در گير شدن از وسط اين در گيري ها يه چيزي به ما ميرسه اما من با نظرشون موافق نيستم ولي ميگم كه بهتر ه در اين نقطه حساس ما نقش خودمون رو به عنوان نيروي پيشتاز اون طور كه بايد ايفا كنيم گفت : خيلي خوب درست گفتي بله اين وظيفه ماست دانشگاهها كه دارن باز ميشن ماهم ميتونيم درمورد تفكيك جنسيت حرف خودمون رو بزنيم و اعتراض كنيم البته بايد هر جا كه هستيم تيم هايي تشكيل  بديم و روي  اين موضوع كار كنيم الزام اين كار اينه كه منتظر فلان ليدرو ... نشيم ماخودمون هر جا هستيم ميتونيم يك جمع تشكيل بديم شرطش اينه كه  نترسيم و به قول معروف قطره , قطره جمع گر دد و آنگهي دريا شود مگه مردم سوريه كه الان اينقدر شجاعانه با اين خون آشام كه پرورده اين نظام است در گير نيستند و  ديدي كه كوتاه نيامدن و اينطوريه كه همه  در تمام جهان صفا ميكنن كه چقدر رو كم كردن و هر چند كه جلاد خامنه اي هر بار ميزان زيادي نيرو ميفرسته  براي آنها هم بدتر شده و مردم الان پرچم نظام رو آتيش ميزنن گفتم : باخودم فكر ميكنم كه ما در اين نظام داريم ذره , ذره مي ميريم      ولي ما انسانيم و حق حيات داريم و همه حق و حقوق مارو اين نظام  كه درصد كمي هستن به جيب ميزنن و  اكثر مردم در فقر و بدبختي زندگي ميكنن و اين اشتهايي كه دارن سيري ناپذيره و چرا نبايد حق خود م رو كه آزاديه نگيرم و اين حرفا رو كه گفتي خيلي به من انگيزه داد كه  برم دنبالش و با دوستانم در دانشگاه متحد شده و اجاز ه نديم مثلا در وحله اول در همين  تفكيك جنسيت به ما توهين كنن راستش بايد بيشتر هم فكر كنم  گفت : بله اين كه ما در رويا هاي خود منتظر معجزه و حادثه اي باشيم و اينكه شرايط و وضعيت نظام طوريه كه خودشون , خودشون رو پاره ميكنن يعني بي عملي صرف و مثلا فكرش رو بكن كه در سوريه اگر مردم هم الان اين رو بگن  كه اينها الان تحريم شدن و ... آيا بيشتر از اين قتل عا م نميكنن مثلا فكرش رو بكن كه اين يارو حافظ اسد يك روزي در حكومتش 20000  نفر رو زير آسفالت خيابونا دفن كرد و الان همه ازاين جنايتش حرف ميزننخوب ما چرا از اين نگيم و فرياد نزنيم كه اين همه ياران دانشجوي ما الان در بدترين شرايط در زندان هستن مجيد توكلي , بهروز جاويد تهراني و .....يا اين همه زنداني هر روز پاي دار ميرن و همه جوون هستن و قتل عام سال 67 هم  كه يادمون نرفته و خيلي چيزاي ديگه اين همه سال اين نظام در  سازمان ملل به دليل نقض حقوق بشر محكوم شده  خوب بايد و حتما كاري كنيم كه توجه جوامع بين المللي رو هم جلب كنيم مگر ما همون ها نيستيم كه عاشوراي 88 رو به وجود آورديم و حسابي توي دهن اين نظام زديم و بسيجي ها رو گو ش مالي داديم اگر نبودند اين يارو خودكار سبزي ها كه الان جاروشون كرده بوديم گفتم : از اين ياروها نگو كه خونم به جوش مياد الان همه فهميدن اصلا خوشم نمياد كه اسمشون رو بياري ولي ميگم بايد همه يه چيز بگيم آقا ما مي ريزيم توي خيابونا و فرياد ميكشيم و حق و حقوق خودمون رو ميخوايم گفت : در ست ميگي حالا حرفم چيه ؟ اينه كه بايدقبل ازاينكه اينا دخل مارو بيارن ما حسابشون رو برسيم چطوري  ؟ معلومه اين ها مثل جن هستن و تظاهرات هاي اعتراضي ما هم مثل بسم الله ديدي كه اون موقع كه تفكيك جنسيتي اعلام شد و همه صداشون در اومد اين يارو كامران دانشجو  كه مثل ارباب هاش دروغگو و دغله گفت : اصلا چنين چيزي نگفتيم و نبوده گفتم : چه خوب گفتي واقعا صفا ميكنم مي بينم كه اينطوري حرف ميزني بابا گرفتم حرفت چيه يكي اينكه ما نبايد چشممون به دست كسي و چيزي باشه  بي خيال حادثه و معجزه ما خود حادثه سازان اين قيام هستيم با شعار مرگ بر ديكتاتور دوم هم اينكه اتحاد و همبستگي سراسري  برقرار كنيم و براي تلاش كنيم و اين سانديس خورهاي بي جز بزه رو خسته كنيم گفت : دمت گرم خيلي خوب فهميدي  مثل اينكه خدا ميخواست كه من و توامروز همديگه رو ببينيم صفا كردم اما ببين حتما , حتما برو توي فيس ببين چه خبره ملت تا بخواي به اين خودكار سبز خامنه اي و اين چيزا فحش ميدن همه از آينده نظام و سقط شدنش حرف ميزنن و همه يه حرف ميزنن پس معطل چي هستيم جووناي ايراني مثل يك بشكه بنزين آماده يه كبريت هستن باخوشحالي ازدوستم خداحافظي كردم وقتي به ساعت نگاه كردم متوجه شدم يك ساعتي هست كه ما درحال صحبت هستيم حال و هواي ديگه اي داشتم و با خودم گفتم ميرم توي فيس يه سري ميزنم و همين حرفا يه شروع جديد و خوب بود راست ميگه آدم كه نبايد توي رويا كاخ هاي اميدش رو بسازه البته همين رويا هم خوب بود كه برم دنبالش و بازهم ولي در روياي  خودم كارهايي رو كه بايد براي اتحاد و همبستگي با دوستانم سامان بدم رو جلوي نظرم آوردم و اينكه نابرده رنج  گنج ميسر نشد   مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد هميشه تا بوده و بوده گفتن كه ايراني جماعت بافرهنگه و تاريخ مبارزات ماهم كه گوياي همينه تنها راه نجات ما از اين ظلم وستم  تشكل هاي درست وحسابيه كه بتونيم  باارتباط گسترده همه چيز رو براي قيام  سامان بديم  نبايد  دست روي دست گذاشت و  فكر كرد كه خود بخودي كارها درست ميشه  ما اين حادثه رو مي سازيم و اميد دارم كه موفق خواهيم شد هر لحظه بايد اين را باخودم تكرار كنم كه راه حل  در دست ما جوانان است و حتي ميتوانيم مثلا با بازاري ها و معلمين و كارگران هم  در ارتباط باشيم و درسته اين يك فكر و تئوري خام  و نپخته است ولي شرو ع كنيم  مثل همه كشورهاي ديگه كه ثمره اش را به دست آوردن ما هم موفق خواهيم شد مرگ بر ديكتاتور و احمدي نژاد دروغگو 


دانشجو آنلاين


No comments:

Post a Comment