Wednesday, 17 August 2011

ابر مرد زمانه




    • ابر مرد زمانه 


      خیره در عکس تو می گردم ابر مرد زمانه
      انقلابی شوم در هم ریخت آن نام و نشانه

      باورم نا آید و مشکل پذیرم ناگهان او
      آید و آتش زند بر خاک و بر آن آشیانه

      تا تو بودی چهچهه بلبل به صحرا بود و عاشق
      در گلستانت پر از غوغای گل بود و ترانه

      گلشن آزادگان مهد حیات شیرو شیران
      سنگ هایش را نوازش کردی و پر شد جوانه

      در فراغت اشک ریزد آسمان و ابرو خورشید
      تیره شد دل مرده شد ماه شبانه ماه شبانه

      ای ابر مرد زمانه ای ابر مرد زمانه
      رفته ای اما بدان هستی همیشه جاودانه
مهناز هدایتی

No comments:

Post a Comment